صدای دوستان انجینⒸ

مولوی (مولانا) سخنانت را بلند کن نه صدایت را

هنگامی که نور از نامعلوم ترین مکان ها بیرون می آید

".. ناشناخته ای تاریک و مه آلود به مسیری درخشان و شفاف تبدیل شد."
من وارد مسیر جدیدی در زندگی ام شده بودم. اهداف جدیدی برای خودم تعیین کردم و شروع به کار روی آنها کردم. اما اوضاع آنطور که انتظار داشتم پیش نرفت. کم کم داشتم امیدم را از دست می دادم و حدس می زدم که قرار بود به عنوان پیشخدمت یا باریستا به کار برگردم. دلیل ذکر این موضوع کار نیست. کاری را که انجام می دادم دوست داشتم. از زندگی و صنعتی که در آن کار می‌کردم متنفر بودم، به خاطر افراد خیانتکار سیاه‌دلی که در طول راه با آنها آشنا شده بودم.
یک روز عصر، یک خانم نازنین (او می داند کیست) به درخواست من برای کار روی یک پروژه پاسخ داد. وقتی اطلاعات بیشتری خواستم متوجه شدم که ماهیت آن بشردوستانه است. این سازمان درباره ترکیه و انگین آکیورک بود. وقتی بانوی نازنین اسم "انگین آکیورک" را گفت، تنها چیزی که به ذهنم خطور کرد فقط همان مرد بازیگر بود. بعد از اینکه توافق کردیم با هم کار کنیم، شروع به تحقیق در مورد انگین کردم و فهمیدم که او «فقط یک بازیگر» نیست. او همچنین یک انسان دوست شناخته شده در سطح جهانی است. من عمیقا تحت تأثیر کار خیریه او قرار گرفتم و تحت تأثیر قرار گرفتم. من کور شدم که این آقا را با اینکه در کشور خودم است نمی شناسم! اما از طرف دیگر احساس غرور و احساس گرمی در قلبم داشتم.

اکنون باید آقای آکیورک را بشناسم و همچنین دوستان Engin Akyürek، به من کمک کرد تا امیدی را که از دست داده بودم پیدا کنم. آنها قوی ترین حمایت را از من می کنند جدید مسیری که برای خودم ایجاد کردم ایمان من به زیبایی مردم توسط بانوی نازنینی که ملاقات کرده‌ام به من بازگردانده شده است. الان دارم روی شغلی کار می کنم که دوستش دارم و هر روز به اهدافم در زندگی نزدیک تر می شوم. هر بار یک قدم. رابطه من با خانواده و دوستانم تقویت شده است. به لطف انگین آکیورک (اگر چه او نمی داند) و "دوستان" او، ناشناخته تاریک و مه آلود به مسیری درخشان و شفاف برای من تبدیل شد.

عزیز، شیرین مردم از دوستان Engin Akyürek خانواده: دوستت دارم تا بی نهایت و فراتر…
متشکرم..

آیتو
تکیرداغ، ترکیه